Download Project To Investigate The Relationship Between Age And The Development Of Students’ Moral Judgment
صفحه اصلی آرشیو سفارشهای خاص سفارش ترجمه راهنمای خرید پرسش و پاسخ درباره ما پشتیبانی تماس با ما

صفحه نخست » تحصیلی ، تحقیقاتی ، دانشگاهی ، اجرائی » پروژه ، پروپوزال  » دانلود پروژه بررسی رابطه بین سن و تحول قضاوت اخلاقی دانشجویان

دانلود پروژه بررسی رابطه بین سن و تحول قضاوت اخلاقی دانشجویان

دانلود پروژه بررسی رابطه بین سن و تحول قضاوت اخلاقی دانشجویان

Download project to investigate the relationship between age and the development of students’ moral judgment

—————————————————————————————————–

مقدمه:

جایگاه اخلاق در جهان معاصر:
در عصری زندگی می‌کنیم که تنظیم روابط اجتماعی بر اساس اصول اخلاقی اهمیتی فوق‌العاده پیدا کرده است. زندگی، آسایش و حرمت شخصی هر یک از ما، بیش از پیش، در گرو آن قرار دارد که اصول اخلاقی تا چه حد به طور عمومی مورد رعایت قرار می‌گیرند. در بسیاری از عرصه‌های نوین کار و زندگی اگر انسان‌ها نخواهند به احکام اخلاقی وفادار بمانند هیچ نیرویی برای بازداری آنها از تجاوز به حقوق یکدیگر وجود ندارد. همبستگی جماعتی و قومی و قوام زندگی اجتماعی نیز ضعیف‌تر از آن است که افراد را به یکدیگر مرتبط سازد و انسان‌ها بیش از پیش به صورت افراد مجزا، مستقل و بی اعتنا نسبت به یکدیگر درآمده‌اند.
دولتهای ملی، به دنبال جهانی شدن اقتصاد و عروج نهادهای سیاسی بین المللی، قدرت و اعتبار خود را تا حد زیادی از دست داده اند؛ بحرانهای اقتصادی و سیاسی و انقراض باورهای سخت گیرانه سنتی تضعیف دستگاههای امنیتی را به همراه آورده است؛ و نهادهای گوناگون جامعه، محکوم به انشقاق و از هم پاشیدگی، توان نظارت بر اعمال اعضای خود را از دست داده‌اند. در نتیجه، حوزه‌هایی از زندگی اجتماعی که بر آنها هرج و مرج و اغتشاش حاکم است به طور مداوم در حال تکثیر و گسترش هستند. در این شرایط تنها اخلاق است که به علت موقعیت استعلایی خود می‌تواند، انسان‌ها را به جدی گرفتن مسئولیت خود در قبال یکدیگر فرا خواند.
اما امروزه آموزه‌های اخلاقی نیز در وضعیتی بحرانی قرار دارند. بنیادها، مراجع و تکیه گاههای سنتی احکام اخلاقی، تا حد معینی مشروعیت خود را از دست داده‌اند و هیچ گونه الگوی رفتاری معینی – حداقل برای نسل جوان – وجود ندارد.
رشد ملاک‌های اخلاقی:
تاریخ اخلاقیات حرکتی است از یک وحدت شکل تقریباً بی چون و چرا در سلوک و رفتار به یک مسئولیت دایم التزاید شخصی. آن روزها دیر زمانی است سپری شده‌اند که نویسنده اخلاقیات می‌توانست زندگی اقوام ابتدایی، یا حالت به اصطلاح فطرت را هر طور که دلش می‌خواست تفسیر کند و نظر ساده لوحانه‌ای که می‌گفت انسان وحشی بر خلاف انسان متمدن زندگی بهتر یا بدتری در یک حالت آزادی نسبی داشته، به کلی متلاشی شده است.
انسان وحشی در چارچوب محدودیتهای نظام اخلاقی اش که به طرز غرابت آمیزی نامطمئن و به طور باور نکردی پیچیده است، موجود دست و پا بسته‌ای است. ولی تمکینی که می‌کند از هر نظر داوطلبانه و تا جایی که تماسی با تأثیرات خارجی نیافته، عاری از سؤال است.
نظام او ضابطه به غایت خاصی است از رعایت‌ها و وظایفی که از اصولی کلی سرچشمه نگرفته‌اند و البته به هیچ وجه ملاحظات انسجام و تجانس را هم بر نمی‌تابند. واضح است که در این جا محلی هم برای تفکر و نظرورزی آزادانه نمی‌تواند وجود داشته باشد چون با اولین اشاره‌ای که از چون و چرا حکایت کند کل بنا فرو می‌ریزد و همه چیز متلاشی می‌شود.
هدف پژوهش:
مسأله تحول اخلاقی – اجتماعی با فرایند اجتماعی شدن یا جامعه‌پذیری و همنوایی همبستگی زیادی دارد. جامعه‌پذیری و همنوایی دو زاویه دارد؛ یکی شیوه‌ها و الگوهایی است که متولیان جامعه برای درونی کردن یا آموزش دادن هنجارهای اقتصادی، عرفی، حقوقی، اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی به کار می‌گیرند.
دیگر این‌که این الگوها باید از سوی کسی آموخته شود و فرد بخصوصی باید با این الگوها خود را انطباق دهد و سازگار کند. در جامعه ما در آموزش عمومی و اختصاصی مقوله اجتماعی شدن، از هر دو زاویه نقص آشکاری وجود دارد. چنین آموزشی نیاز فردی جامعه است و برای فرهنگ‌پذیری لازم است.
اگر آموزش فرهنگ‌پذیری وارد یک فراسه عملی آموزشی شود، در حد بسیار وسیعی از تعارض‌ها کاسته شده و یک وفاق فرهنگی – اجتماعی بر مبنای معیارهای عام و پذیرفته شده، به وجود می‌آید.
آموزش و پرورش به عنوان یکی از نهادهای اصلی اجتماعی، مهم‌ترین نهادی است که فرایند جامعه‌پذیری را میسر و تسهیل می‌کند و فرد را مهیای پذیرش نقش‌های محول و محقق خود می‌سازد. امیل دورکیم در این خصوص عقیده دارد که کنش اساسی آموزش و پرورش اتصال هنجارها و ارزش‌های اجتماعی است. بقای جامعه به تجانس و تشابهات لازم بین اعضای آن بستگی دارد و جامعه با انسجام و یگانگی اجتماعی شکل می‌گیرد و متکی بر احساسات و کار مشترک اعضای خود است.
مفهوم اخلاق با چه مفاهیم دیگری در ارتباط است؟
مبحث اخلاق و ارزش‌های اخلاقی به ویژه چگونگی شکل‌گیری این ارزش‌ها در کودکان و افراد اجتماع از مباحثی است که مستقیماً با روان شناسی اجتماعی در ارتباط است. در بسیاری از کتاب‌های روان شناسی اجتماعی فصل یا فصل‌هایی به آن اختصاص داده شده است. (کریمی، ۱۳۷۸)
آدمی دارای حیات اجتماعی و ناگزیر به آن است. آدمی هم به حکم نیاز طبیعی و هم به خاطر رفاه و آسایش طلبی و هم به دلیل تربیتی که یافته است، در اجتماع و در بین مردم زندگی می‌کند. در اجتماع حاجاتش برآورده می‌شود. زندگیش رنگ و صورتی پیدا می‌کند، به تنوع و تجدد که خواسته هر انسانی است، دست می‌یابد. (قایمی، ۱۳۶۴)
انسان علاوه بر آن که موجودی ناطق و خردورز است موجودی اخلاقی است. اخلاقی بودن او ریشه در اجتماعی بودن او دارد. در گستره زندگی اجتماعی و همبودگی با دیگران، وجود آزادی عمل و بهروزی دیگران مسأله‌ای است که انسان را همواره مشغول به خود می‌دارد. (محمودیان، ۱۳۸۰). مسأله رشد اجتماعی را معمولاً با عنوان‌هایی مانند اجتماعی شدن، رشد شناخت اجتماعی، روابط با همسالان و رشد اخلاقی مورد بحث قرار می‌دهند. بحث کهلبرگ در خصوص رشد اخلاقی – که پژوهش حاضر بر اساس آن صورت گرفته است، رشد اجتماعی را هم در بر می‌گیرد. کهلبرگ در بیان مراحل رشد اخلاقی خود بیشتر بر ادای وظیفه (به معنای ایفای نقش‌های اجتماعی) و اجرای قانون متمرکز است
مفهوم رشد اخلاقی در نوجوانی و جوانی
ویژگی‌های اخلاقی، ارزشی نوجوانان و جوانان، ریشه در گذشته رشدی آنان دارد. شکل‌گیری این ویژگی‌ها فرایندی طولانی است که، بر روی ریشه‌های ژنتیک و طبیعی و فطری آن، در طول سالهای کودکی تا جوانی به تدریج شکل می‌گیرد و بعداً در سنین بزرگسالی نیز ادامه می‌یابد و دستخوش تغییر و تحول می‌شود. این فرایند، که به زعم گروهی از روان شناسان، یکی از جنبه‌های اجتماعی شدن است، از دومین سال زندگی کودک آغاز می‌شود و در سالهای کودکستانی و دبستانی نیز ادامه می‌یابد . در این جریان، افتهای نگرش کودک دایماً گسترش می‌یابد. همین یادگیریهای اولیه است که یکی از پایه‌های اصلی رشد اخلاقی، ارزشی را در فرد شکل می‌دهد.
به علاوه چگونگی تعلق متقابل کودک و والدین به ویژه نوع ارتباط مادر و کودک در سالهای اول زندگی اوست که پایه مهم دیگری در رشد اخلاقی، ارزشی به حساب می‌آید. تعلق اطمینان بخش کودک به والدین و دستیابی او به خودمختاری مناسب سن و سال وی نیز تأثیر بزرگی بر فرایند شکل‌گیری اخلاقی، ارزشی او می‌گذارد.
روش آموزش اخلاق:
کودک چون اصول اخلاقی خود را تا سنین ۵-۶ سالگی کسب می‌کند، آموزش رسمی اخلاق در مدرسه چندان تأثیری در اخلاقی کردن وی نخواهد داشت، به گفته فروید کودک خردسال به منظور دفاع روانی در برابر تمهیدات گوناگون، از نظر عاطفی با والد همجنس خود همانندسازی می‌کند و بدین وسیله، معیارهایی را که در معرض آنها قرار گرفته درونی می‌کند. از آنجا که پس از شکل‌گیری شخصیت بنیادین کودک در حدود سنین ذکر شده، انتظار تغییرات بسیار کمی در شخصیت او می‌رود. بنابراین آموزش اخلاقی رسمی مدرسه‌ای نمی‌تواند اثر قابل توجهی داشته باشد و در واقع از همان سنین اولیه مشخص می‌شود که کودک در بزرگسالی خود فردی با وجدان است یا نه. اما در شیوه‌های آموزشی نوفرویدیها و محققان مربوط به حوزه روانکاوی، دیگر مسأله ثابت بودن ویژگی‌های شخصیتی، پس از سنین اولیه کودکی عملاً کمتر مطرح می‌شود.
بنابراین، شیوه آموزشی پیشنهادی، قرار دادن کودک در موقعیت‌های وسوسه‌انگیز و سرزنش و بازداری وی از ارتکاب خطا به منظور درونی کردن این ارزشهاست که حاصل آن شکل‌گیری وجدان در کودک خواهد بود.
تعریف اخلاق:
اخلاق در این مکتب به عنوان فرایند انجام قضاوت آگاهانه در مورد خوبی یا بدی اعمال تعریف شده است. داشتن رفتار اخلاقی مستلزم توانایی انجام قضاوت آگاهانه نسبت به کیفیت اعمال است. طبیعی است که قضاوت آگاهانه وقتی امکان پذیر است که شخص به مرحله‌ای از رشد و کمال عقلی رسیده باشد تا بتواند چنین قضاوت آگاهانه‌ای را از خود به ظهور برساند.

دانلود پروژه بررسی رابطه بین سن و تحول قضاوت اخلاقی دانشجویان

قیمت : 7000 تومان

[ بلافاصله بعد از پرداخت لینک دانلود فعال می شود ]










تبلیغات